«و من همچنان ساكت مي مانم تا تمام شوم!»
خداحافظ
باشد که غیر من نبودآرزوی تو


باشه بدم تو که گلی!!
گفتم بگو
سکوت کرد و رفت
و من
هنوز...
گوش می کنم.
اخرین دلیل...
بی دلیل و بی بهانه رفت
هزار فصل
پشت پنجره بارید
و هنوز او را دوست داشت
بی دلیل
شاید...به خاطر اخرین دلیل
اسبی امد...بی سوار
زن...در کنار پنجره آه شد.

گفتند:"چگونه ای؟"
گفت:"نان خدا می خورم و
فرمان شیطان می برم!"

آنکس که مرا نشاط و مستی داد
آنکس که مرا امید و شادی بود
هر جا که نشست بی تامل گفت:
او یک زن ساده لوح عادی بود.

اولش همه شکل هم هستيم کوچولو و کچل...
حتي صداهامون هم شبيه به همديگه است
با اولين گريه بازي شروع ميشه
هي بزرگ مي شيم بزرگ و بزرگتر اونقدر بزرگ که يادمون ميره يه روز کوچولو بوديم
ديگه هيچ چيزيمون شبيه به هم نيست حتي صداهامون گاهي با هم مي خنديم گاهي به هم!
اينجا ديگه بازي به نيمه رسيده : واسه بردن بازي روي نيمه ي دوم نمي شه خيلي حساب کرد
گاهي بايد براي بردن بازي بين دو نيمه دوباره متولد شد.

می خواستم برم.با خودم کلنجار می رفتم که برم!
گفتم ولی اگه برم...
بازم منتظر موندم .فایده ای نداشت .اون نمی یومد
بازم منتظر موندم
پس کی می خوای بیای؟؟!!
آخر اومد.
و نگران...
شاید نگران...
مطمئنا نگران...
حتما نگران بو د که اومد...
به هرحال اومد...
ازم خواست نرم!
اون می خواست من بمونم
اون ازم خواست باشم و بمونم
حتما دوستم داشت که خواست بمونم...
منم نمی رم
و زندگی می کنم
زندگی که نمی دونم اخرش چیه؟
شاد زندگی می کنم
شاد شاد
اونقد شاد که همه بهم حسودی کنن
سادگی هام و می زارم کنار
تنها می مونم
تنها...
قوی می شم اونقدر قوی که هیچ کس جرائت مبازه با من و نداشته باشه
حتی زندگی...
فراموش می کنم همون طور که فراموش شدم...
زندگی من هیچ یه هیچ بی معنی اونقدر بی معنی که تو یه مجموعه خلاصه می شه
من عاشق این مجموعم
... !
روزای روشن خداحافظ
سرزمین من خداحافظ
روزای خوبت بگو کجا رفت؟
تو قصه ها رفت یا ازاینجا رفت؟!
انگار که اینجا هیچکی زنده نیست!
گریه فراوان حق خنده نیست!
گونه ها خیسه دلا پاییزه
بارون قحطی از ابر می ریزه!
همه با هم قهر
همه از هم دور
روزا مثل شب
شبا سوت و کور
روزای روشن خداحافظ
فقط می خوام بمیری...
دیگه کسی نیست تا منتظرش بمونم
دیگه هیچ کسی و ندارم
دیگه هیچ نقطه ی روشنی توی قلبم نیست
دیگه از مردا متنفرم
دیگه از سادگی خودم حالم داره بهم می خوره
دیگه نمی خوام خودم باشم
دیگه بسه زندگی
همه دارن زندگی می کنن
منم می تونم زندگیم و خودم انتخاب کنم
منم انتخاب کردم مرگ...
قشنگی قسمت ماست که ما بهم نمی رسیم.
من می رم ولی باز تو بدون همیشه
یاد تو از خاطرمن فراموش نمی شه
گل من خوب می دونی بی تو تک و تنهام ,عزیزماگه تو نباشی می میرم...

مي دوني فلسفه اختراع سرسره براي بچه ها چيه؟
مي خوان از بچگي به ادم ياد بدن كه
صعود چقدر سخت و سقوط چه اسونه
زندگی شده براش عادت
مثل دوست داشتن
مثل عاشق شدن
مثل دروغ گفتن
مثل قسم خوردن
مثل تنها بودن
مثل گناه کردن
عادتای که اگه ترکشون کنه دیگه هیچی نداره
دوست داره بمیره
واسه همین خودکشی هم شده براش یه عادت
دوست داره یعنی عادت داره
خودش تو تنهایی حبس کنه
می خواد تو تنهایش دیگه کناه نکنه
ولی اون عادت کرده به گناه
و اون چه تنها باشه چه نباشه گناه کاره
گناه کاری که خدا هم نمی بخشدش
....
ولي.....
گفتي جور ديگر بايد ديد! ديدم
ولي.....
گفتي زبر باران بايد رفت رفتم
ولي او نه چشم هاي خيس و شسته ام را
نه نگاه ديگرم را هيچکدام را نديد
فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت :
ديوانه ي باران نديده
می خوام دنیا رو تقسیم کنم.
اسمون مال من , ستاره هاش مال توماه مال من , خورشید مال تو
اصلا بیا یه کاری کنیم!
همه ی دنیا مال تو
تو مال من
موافقی؟؟
اگه کسي رو دوست داري نه براش ستاره باش نه آفتاب چون هردوشون مهمون زود گذرند. پس براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي
به چه خیالی
تکاندن برف از شانه های ادم برفی.
ای غریبه ای غریبه
با تو ام هرجا که هستی هم صدا با قلب خستم بی صدا در دل شکستی
ای غریبه
شاهدی تو که دارم اینجا می میرم چون شنیدم که طرف گفت دیگه از عاشقی سیرم
اخ دیگه از عاشقی سیرم
ای غریبه
از جدایی از همون درد خدایی از همون ساز شکسته که نداره باز نوایی
باز نگو از عشق ما افتاب دل ازرده تو بگو ای نازنینم عشق و از دلت کی برده؟؟
غریبه غریبه
هنوزم بپات می سوزم نگاه و به در می دوزم
غریبه غریبه
زمونه همش فریبه دستای بی رحم غربت داره جونم و می گیره

ارزوهام و نگیر هر چی بخوای بهت می دم
تو دیگه نگو بمیر زندگیمو بهت می دم
چشا م و فقط بیا یه بار دیگه نگام بکن
تو دیگه نگو برو یه بار دیگه صدام بکن
این دل و اتیش نزن تو این دلم جهنم
اگه تو بری دلم توش پره غصه و غم
ارزوهام و نگیر این دل و دیوونه نکن
این دلم اسیر و خراب و ویرونش نکن
چشما م و نگیر دیگه زندگیم و بهت می دم
باشه هر چی تو بگی فدای اون نازو ادات
این دل و اتیش نزن تو این دلم جهنم
اگه تو بری دلم توش پره غصه و غم
شاخه گلی شکسته تو دست تو اسیرم
اگه نیای تو پیشم یه وقت دیدی می میرم
محتاج یک نگاتم تا جون دارم فداتم
محتاج یک نگات و ترک بکنی می میرم
دست و پام و گم می کنم وقتی نگام می کنی تو
نفس نفس هول می کنم وقتی صدام می کنی تو 
تو دفتر خاطرهام تو ذهن و تو ارزوهام
عشق تو هک شده برام عشق تو هک شده برام
می خوام بگی بسوزم دارم می سوزم دارم می سوزم
اشک چشام و دیدی بگو به چی رسیدی ؟
بسه بی قراری مردم از چشم انتظاری
محتاج یک نگاتم تا جون دارم فداتم
محتاج یک نگات و ترک بکنی می میرم
دست و پام و گم می کنم وقتی نگام می کنی تو
نفس نفس هول می کنم وقتی صدام می کنی تو
تو دفتر خاطرهام تو ذهن و تو ارزوهام
عشق تو هک شده برام عشق تو هک شده برام
می دونی که دوست دارم واسه اینکه دل می سوزنی تو
گفتم بهت دوستت دارم دوستت دارم
ای دل خسته تو بگو چرا شکستی؟!
ای دل غمگین چی شده تنها نشستی؟!
ای پس چرا راه گریه هامو بستی؟!
ای شب تو چرا دیگه سحر نداری؟!
از حال دلم مگه خبر نداری؟!
جز غم و غصه واسه دلم چی داری؟!
من و اجز چشمای تو با یه دنیا اشک تو مشتم
واسه گریه جا زیاده صد تا خرابه پشتمه
اسمون ابریه اینجا اما بارونی نمی یاد
گریه ام برای خنده غربت چشمات و می خواد
فاصله ها حتی گریه ی شب و
دیگه فایده ای نداره نداره نداره
غربت و غصه توی تقدیر تو قصه
چرا ما باید بسوزیم بسوزیم بسوزیم؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!
غافل از این دل دیوانه که بارانی بود!!!

در فارسي كلمه «عشق» از ماده اوستائي«Is» بمعني «دوست داشتن» است . «ق» همان پسوند «ak» پهلوي كه در فارسي دري به هاي غير مانند شده و امروزه در كلمات جامه و نامه و ... وجود دارد.
اين كلمه به عربي رفته و بصورت «عشق»در امده و از ان و مشتقات ان نيز ساخته شده است.![]()
![]()
من از نگاه خسته ي پيران دردمند
من از فروغ ديده ي طفلان بي گناه
من از نياز ريزش ديوار هاي شهر
من از خواب پرسش خاموش هر نگاه
من از سحر كه تيغ كشد بر درنگ شب
من از شفق كه رسم كند صحنه ي نبرد
من از غريو شيهه ي اسبان بي سوار
من از غبار خفته در اغوش راهها
من از پرنده
ا بر
شكوفه
درخت
سيل
از هر چه زندگي است
حتي من از تلاش همين ياس پيرمان
كه امسال هم بهار به فرقش شكوفه ريخت
احساس شرم مي كنم و
رنج مي برم.
شاید یه کسی به محض دیدن تو دستش یخ میزنه و تپش قلبش مرتب بیشتر میشه
مطمئن باش یکی شبها به خاطر تو توی دریای اشک میخوابه
ولی تو اونو نمی بینی...
يه عاشق
بي قايق تو درياچشماشو مي بنده تو رويا
من عاشق
بي قايقتو دريا مي ميرم
چشمام و مي بندم بي رويا مي ميرم
مي رم و مي ميرم و اسوده مي شم از عشق
مي رم و مي ميرم جشن تولد مرگم و براي تو زير اب مي گيرم
يه زيبا
نگاهش به موجايه عاشق
بي ساحل تو درياپريا ي دريا من امشب مي ميرم
از عشق يه زيبا من امشب مي ميرم
مي رم و مي ميرم و اسوده مي شم از عشق
مي رم و مي ميرم جشن تولد مرگم و براي تو زير اب مي گيرم
يه زيبا
نگاش وچه اروم به موجا مي دوزه!!يه عاشق
بي ساحل چه تنها تو دريا مي سوزه!!!

وقتي مياي صداي پات از همه جاده ها مياد
انگار نه از يه شهر دور كه از همه دنيا مياد
تا وقتي كه در وا مي شه لحظه ي ديدن مي رسه
هر چي كه جادهست رو زمين به سينه ي من مي رسه
اي كه تويي همه كسم بي تو مي گيره نفسم
اگه تو رو داشته باشم به هر چي مي خوام مي رسم
وقتي تو نيستي قلبم و واسه كي تكرار بكنم ؟
گلهاي خواب الود رو واسه كي بيدار بكنم؟
دست كبوترهاي عشق واسه كي دونه بپاشه؟
مگه تن من مي تونه بدون تو زنده باشه؟
اي كه تويي همه كسم بي تو مي گيره نفسم
اگه تو رو داشته باشم به هر چي مي خوام مي رسم
عزيزترين سوغاتي غبار پيراهن تو
عمر دوباره ي منه ديدن و بوييدن تو
نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس مي خوام
عمر دوباره ي مني تو رو واسه نفس مي خوام
اي كه تويي همه كسم بي تو مي گيره نفسم
اگه تو رو داشته باشم به هر چي مي خوام مي رسم.