چي بگم كه خيلي تنهام مي دوني ياري ندارم چي بگم كه غير غصه ديگه دلداري ندارم
هيچ كسي پا نمي زاره به سراچه ي خيالم هيچ كسي نداد جواب اين سوال بي جوابم
هركي اومد دو سه روزي از دلم بازيچه اي ساخت دلمم مثل عروسك ساده بود دل بدلش باخت
گله و گلايي نيست بي وفايي رسم عشقه عاشقا تنها مي مونن تنهايي مرام عشقه
چي بگم كه خيلي تنهام مي دوني ياري ندارم چي بگم كه غير غصه ديگه دلداري ندارم
هيچ كسي پا نمي زاره به سراچه ي خيالم هيچ كسي نداد جواب اين سوال بي جوابم![]()
نگو نمي اي اخه دير مي شه ميشكنه اين قلب شيشه
شايد ديگه من و نبيني دل تو مي سوزه واسه هميشه
يكمي يكمي يكمي يكمي من و دوسم داشته باش
جونمي عمرمي قلبمي يكمي من و دوسم داشته باش
قد يه قطره واسه يه لحظه واسه يه ذره يكمي من و دوسم داشته باش
تو لحظه ي اخرم مي گذره اب از سرم بگو كه دوستم داري نزار كه از دست برم
يكمي يكمي يكمي يكمي من و دوسم داشته باش
جونمي عمرمي قلبمي يكمي من و دوسم داشته باش
قد يه قطره واسه يه لحظه واسه يه ذره يكمي من و دوسم داشته باش![]()
![]()
عاشق نبودي تو من عاشقت بودم
در قبلگاه عشق
بودي تو معبودم
ارام و اسوده در خواب خوش بودي
يك لحظه من بي تو هرگز نياسودم
من با نفس هايم نام تو را نخواندم
كاش اي هوس بازم با تو نمي ماندم
روزي كه مي گفتي من با تو مي مانم
روزي كه دانستي من بي تو مي ميرم
روزي كه باعشقت بستي به زنجيرم
بازنده من بودم اين بوده تقديرم
خوش باوري بودم پيش نگاه تو
هردم ز چشمانت خواندم كلامي نو
عاشق نبودي تو من عاشقت بودم
در قبلگاه عشق
بودي تو معبودم
ارام و اسوده در خواب خوش بودي
يك لحظه من بي تو هرگز نياسودم
من با نفس هايم نام تو را نخواندم
كاش اي هوس بازم با تو نمي ماندم
عشق تو چون برگي در دست طوفان بود
دل كندن و رفتن پيش تو اسان بود
روزي به من گفتي ديگر نمي مانم
گفتم كه مي ميرم گفتي كه مي دانم
باور نمي كردم هرگز جدائي را
ان امدن با عشق اين بي وفايي را![]()
![]()
![]()
هيچ كسي حتي يه دفعه هم غصه ي سازم نشد
رفتي ولي بدون هنوز عاشقتم تا پاي جون
دل بهاريم عاشق چه تو بهار چه تو خزون![]()
![]()
![]()
مثل يه قصه شروع شد.از همون اول:
يكي بود يكي نبود
توي اين تنگ غروب جز خدا هيچكي نبود.
يه دل ساده اي بود
توي اين تنگ غروب
اره عاشق تو بود اين دل ساده ولي خيلي سادگي مي كرد
تموم فكرش تو بود داشت بهت عادت مي كرد
روزا با ياد تو شب مي شدن
شبا با عشق تو روز مي شدن
تموم زنگيش بودي
اين دل ساده ي ما خيلي چيزا رو نفهميد و شكست
خيلي زود اومد نشست كنج ديوار اتاق
گاهي وقتا همش فكر مي كرد دوستش داره
فكر مي كرد عاشقشه واسه اين كه داره
سر به سرش مي زاره
ولي بازم ساده بود
خيلي ساده گيج و منگ
اره عاشقت نبود اوني كه مدعي بود
توي اين تنگ غروب جز خدا هيچكي نبود
جز خدا هيچكي نبود.![]()
اوني كه مدعي بود عاشقته تو
رو تو فاصله ها تنها گذاشت
بي خبر رفت بي خبر رفت و تو اين ويرانه ها
رد پاشم واسه چشمات جا نزاشت
اه دل و سوزوندي اه چرا نموندي؟؟؟!!!
من و هر ثانيه و جنون توواسه من همين خيالتم بسه
بزار جاده ها اشتباه برن ما كه دستمون بهم نمي رسه!
با حرير پيله هلاي كاغذي واسه من جاده رو ابريشم نكن
من به پروانه شدن نمي رسم
حرمت فاصلمون و كم نكن
اه دل و سوزوندي اه چرا نموندي؟؟؟!!! ![]()
![]()
![]()
دروغكي عاشق نشو كه عاشقي راستي مي خواد
قول و قراراي قديم نگو كه يادت نمي ياد نگو كه يادت نمي ياد!
نگو كه اون حرفاي خوب تمومشون يه قصه بود
طفلي دل ساده ي من به پاي كي نشسته بود به پاي كي نشسته بود؟!
تويي كه قصر قصه رو ساختي با نيرنگ و فريب
مني كه اشنا شدم با اين زمونه ي غريب
مني كه دل به عشق تورو سادگي باخته بودم
چه سخته باورش ولي عشقم و نشناخته بودم !
بازم مي گم تا بدوني كه عاشقي راستي مي خواد
دروغ نگو كه عاشقي.به رنگ چشمات نمي ياد
رو طاق اسمون دل سكه ي خورشيد مني
بشرطي كه دم از عشق دروغي نزني !![]()
ايا از او شنيده اي؟؟![]()
اهاي اهاي كبوترا شاپركها قاصدكا
اهاي نسيم ره گذر اي مرغك شانه بسر
اي گل سرخ اقاقيا نسترنا شقايقا
اي كوچه ها ي پر نفس پنجره هاي در قفس
ايا از او شنيده اي؟؟
او را به جايي ديده اي او را كه با من اشناست در خلوتم اوج صداست .
اي گلدون گل هاي مست اي سرزمين دور دست
اي جاده هاي تب زده مسافران شب زده
سايه ي او رو ديده اي صداي او شنيده اي او را كه در من زندگيست
در من هميشه ماندنيست.
ايا از او شنيده اي؟؟
او را به جايي ديده اي او را كه با من اشناست در خلوتم اوج صداست!!!
عاشقم هنوزنمي خواستي كه بموني وبسازي به ساز دلم
گفتي من مي رم تو ميخواستي بري تا فردا باور خوشگلم
حالا راهي نيست تا فردا باور خوشگلم
سفرت بخير
اگه مي ري از اينجا تك و تنها تا يه شهر دور
برو كه رفتن بدون ما مي رسه به يه دنيا نور
سفرت بخير
برو گر شكستي ز من مي توني دوباره بساز
از دلي شكسته نا اميد و خسته تو بازم غرور
بودی وصل به دریات می کنه اقا تماشات می کنه![]()
عشقی بود نه روزگاری؟![]()
![]()
یه روزی عاشقانه بر می گردی می
دونم عاشقانه بر می گردی![]()
![]()
![]()
سر مسافر می ریزن
برگرد ![]()
خلق را تقليدشان بر باد
داد![]()
مطمئن باش و برو ضربه ات كاري بود/ دل من سخت شكست /و چه زشت به من و
سادگي ام خنديدي /به من و عشقي پاك /و به يك قلب مليح كه خيالم مي گفت :تا
ابد مال تو بود /تو برو تو برو تا راحت تر تكه هاي دل خود را ارام سر هم بند زنم![]()
دست عباس به خون خواهي اب امده است
اتش معركه بر پاست بيا تا برويم
با اين چنين تبسمي بر گشتنت قشنگ نخواهد بود. سيب ان زمان كه سرخ شد
سيب است من هديه هاي كال نمي خوام!!!!![]()
اگر اهسته تر مي گفتم با من بمان من بي تو مي ميرم گمانم قلب تو مي سوخت نمي رفتي ![]()
اگر يكبار مي گفتم هميشه دوستت دارم گمانم قلب تو مي سوخت مي ماندي نمي رفتي![]()
تو مي ايي يقين دارم كه مي ايي زماني كه مرا در بستر سردي ميان خاك
بگذارند تو مي ايي يقين دارم كه مي ايي پشيمان هم...![]()
کاش نمی گفتم. چیزی که انتظارش و نداشتم سرم اومد انتظار همه چیزو داشتم الا این حرفش و.
وقتی با اون نگاهش بهم گفت که اون هم من و دوست داره ولی نمی تونه باهام بمونه انگار یه پارچ اب یخ روم خالی کرده بودن . از خجالت اب شدم از گوشام اتیش در می یومد.
انتظاره چنین چیز و نداشتم. وقتی با اون نگاههای معصوم و بچه گانش که ثابت می کرد هنوزم بچست به هم نگاه می کرد .خواه نا خواه از چشام اشک سرازیر می شد و روی گونه هام قل می خورد.
وقتی دستاش که بزرگتر از سنش نشون می داد و روی گونه هم می کشید تا اون اشکا رو پاک کنه می ترسیدم .برای اینکه نکنه داغی گونه هام دستاشو بسوزونه
وقتی گفت بعد از تو کسی در زندگی من نمی اید و هیچ وقت هیچ کی پاش و نمی زاره باورم می شد
اعتمادی که من به اون داشتم هیچ کس به کسی نداشت حتی کاووس به پسرش.
نمی خواستم خودم و به اون تحمیل کنم برای همین سریع از جام بلند شدم وگفتم که دیرم شده خانواده نگران می شن .اونم از جاش بلند شد.
وقتی که راه می رفتم اشکامو فرو می خوردم و نمی ذاشتم کسی چیزی بفهمه وقتی که به جایی رسیدیم که باید جدا می شدیم حتی بر نگشتم نگاهش کنم ولی اون نگاهم کرد .
وقتی سنگینیه نگاهش و حس نکردم برگشتم و دیدم که داره می ره خیلی ساده و سنگین من هم به راهم ادامه دادم
همش به خودم می گفتم این بهم چی گفت؟ حالا چی می شه؟ چرا این حرفا رو زد؟و چرا؟
و صد ها سوالی که از خودم پرسیدم و بی جواب موندم
ولی فقط می خواستم اینو بدونه که خیلی دوستش دارم و فقط به خاطر خودش اون و می خوام
هنوز هم منتظرش هستم. ![]()
مکن هرگز فراموشم![]()
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت![]()
وقتی که تو لبخند زنان دور شودی من فلسفه ی بهار را فهمیدم![]()
![]()
یک دشت شقایق نثار چشمانت ای انکه مرا شکسته تر از شقایق می خواهی!!![]()
مثل شاگردای اول کمی مغرورو نجیبی![]()
دلی که تنگ شود می رسد به ویرانی!
همیشه قصه همین جا تمام می شود
نمی رسیم به ان سطر های پایانی!![]()
حس غریبه ای که هوایش هوای توست
حسی شبیه عشق. شبیه پرنده.ابر
حس سماع در ملکوت هوای توست
پشت عبور ثانیه ها محو می شود
احساس یک غریبه که نا اشنای توست
امروز هر چه دغدغه و شور شاعری است
بگذار عاشقانه بگویم-برای توست
دارد دلم قدم به قدم پیش می رود
بین تمام حادثه ها رد پای توست.![]()
حالا که به تنهایی خود کرده ام اقرار![]()
![]()