در فارسي كلمه «عشق» از ماده اوستائي«Is» بمعني «دوست داشتن» است . «ق» همان پسوند «ak» پهلوي كه در فارسي دري به هاي غير مانند شده و امروزه در كلمات جامه و نامه و ... وجود دارد.
اين كلمه به عربي رفته و بصورت «عشق»در امده و از ان و مشتقات ان نيز ساخته شده است.![]()
![]()
من از نگاه خسته ي پيران دردمند
من از فروغ ديده ي طفلان بي گناه
من از نياز ريزش ديوار هاي شهر
من از خواب پرسش خاموش هر نگاه
من از سحر كه تيغ كشد بر درنگ شب
من از شفق كه رسم كند صحنه ي نبرد
من از غريو شيهه ي اسبان بي سوار
من از غبار خفته در اغوش راهها
من از پرنده
ا بر
شكوفه
درخت
سيل
از هر چه زندگي است
حتي من از تلاش همين ياس پيرمان
كه امسال هم بهار به فرقش شكوفه ريخت
احساس شرم مي كنم و
رنج مي برم.
شاید یه کسی به محض دیدن تو دستش یخ میزنه و تپش قلبش مرتب بیشتر میشه
مطمئن باش یکی شبها به خاطر تو توی دریای اشک میخوابه
ولی تو اونو نمی بینی...
يه عاشق
بي قايق تو درياچشماشو مي بنده تو رويا
من عاشق
بي قايقتو دريا مي ميرم
چشمام و مي بندم بي رويا مي ميرم
مي رم و مي ميرم و اسوده مي شم از عشق
مي رم و مي ميرم جشن تولد مرگم و براي تو زير اب مي گيرم
يه زيبا
نگاهش به موجايه عاشق
بي ساحل تو درياپريا ي دريا من امشب مي ميرم
از عشق يه زيبا من امشب مي ميرم
مي رم و مي ميرم و اسوده مي شم از عشق
مي رم و مي ميرم جشن تولد مرگم و براي تو زير اب مي گيرم
يه زيبا
نگاش وچه اروم به موجا مي دوزه!!يه عاشق
بي ساحل چه تنها تو دريا مي سوزه!!!
