2
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 10:14  توسط Mina
|
اخرین دلیل...
اخرین دلیل...
بی دلیل و بی بهانه رفت
هزار فصل
پشت پنجره بارید
و هنوز او را دوست داشت
بی دلیل
شاید...به خاطر اخرین دلیل
اسبی امد...بی سوار
زن...در کنار پنجره آه شد.
2
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 9:54  توسط Mina
|
حالا که آب از سر ثانیه ها می گذرد، چه فرقی می کند بر نیمکت سیمانی پارک خواب حوصله ها و تبسم ببینم یا رهسپار شوم به دهکده متروک در آنسوی جاده ها نقره ای فام، بقچه خیس حمام پر از خاطره های تکراریست و تنهایی ، تنهاترین خاطره تکراریست.