شاید یه کسی شبها برای اینکه خواب تو رو ببینه به خدا التماس میکنه
شاید یه کسی به محض دیدن تو دستش یخ میزنه و تپش قلبش مرتب بیشتر میشه
مطمئن باش یکی شبها به خاطر تو توی دریای اشک میخوابه
ولی تو اونو نمی بینی...
2
نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 2:24  توسط Mina
|
حالا که آب از سر ثانیه ها می گذرد، چه فرقی می کند بر نیمکت سیمانی پارک خواب حوصله ها و تبسم ببینم یا رهسپار شوم به دهکده متروک در آنسوی جاده ها نقره ای فام، بقچه خیس حمام پر از خاطره های تکراریست و تنهایی ، تنهاترین خاطره تکراریست.