
می خواستم برم.با خودم کلنجار می رفتم که برم!
گفتم ولی اگه برم...
بازم منتظر موندم .فایده ای نداشت .اون نمی یومد
بازم منتظر موندم
پس کی می خوای بیای؟؟!!
آخر اومد.
و نگران...
شاید نگران...
مطمئنا نگران...
حتما نگران بو د که اومد...
به هرحال اومد...
ازم خواست نرم!
اون می خواست من بمونم
اون ازم خواست باشم و بمونم
حتما دوستم داشت که خواست بمونم...
منم نمی رم
و زندگی می کنم
زندگی که نمی دونم اخرش چیه؟
شاد زندگی می کنم
شاد شاد
اونقد شاد که همه بهم حسودی کنن
سادگی هام و می زارم کنار
تنها می مونم
تنها...
قوی می شم اونقدر قوی که هیچ کس جرائت مبازه با من و نداشته باشه
حتی زندگی...
فراموش می کنم همون طور که فراموش شدم...
زندگی من هیچ یه هیچ بی معنی اونقدر بی معنی که تو یه مجموعه خلاصه می شه
من عاشق این مجموعم
... !